خارج از محدوده

   

بازی تمام شد...

بازی تموم شد، دیر رسیدم. قبلاً اینجوری  نبودم  ...  همیشه  یا سر وقت  می رسیدم یا حتی زودتر! ولی این بار...

پ .ن: این بازی

بعدالتحریر: دیروز یه هدیه ی تولد خوب که فک میکردم از تیم محبوبم می گیرم رو از دست دادم. یعنی همیشه باید نتیجه ی  این داربی مساوی باشه؟!!... لعنت به دقایق تلف شده ی اضافه!

...


دیروز...امروز...شاید فردا

 

دیروز: اینجا ایران است، وطن من! سرزمین آریایی ها ، سرزمین مردمان پاک و مهربان، مردمی که افتخار می کنند به کوروش بزرگ، به آرش کمانگیر، به رستم دستان و به همه ی اسطوره های بزرگی که نماد و یادگار قدرت ایرانی، ذکاوت ایرانی،مهر ایرانی اند از گذشته های دور . اینجا ایران است... سرزمینی که افتخار میکند به دریاچه ی کاسپین، به خلیج تا ابد فارس، به قلّه ی دماوند، به رنگارنگی فصلهایش، به مردم دلیرش.اینجا ایران است.

 

امروز: اینجا ایران است،سرزمین افتخارات دیروز و شاید حسرت های امروز، سرزمینی که مردم آن پاکند و مهربان، فقط گاهی شیاطین انسان نمایی پیدا می شود که از انسانیت بویی نبرده اند... فقط گاهی جای همه ی افتخارات را فقر و ظلم و ریا و آلودگی و فساد روزافزون و چه و چه می گیرد.اینجا ایران است، وطن من! ...اما کاش ...

 

فردا: شاید اینجا ایران آریایی ها بماند اگر ...

 

 

بعدالتحریر: کاش می فهمیدیم که نماد ظلم تنها بمب و خمپاره و جنگ و ... نیست، ظلم هر جایی می تواند باشد حتّی در ایران پر افتخار!  

...