

بعضی وقتها بغض حصار را مرگ در هم می شکند و آن وقت است که اشک هایت مردمی می شوند که قطرات باران هم کمند برای شمردنشان ... حالا تو از آن بالا آزادتر از همیشه می خندی به شکوه پوشالی زندانبان ...
...
خودش را به «مردن» زد که نفهمد معنای «زندگی» اش چیست...
حالا از آن همه شکوه فقط دو تکه چوب باقیست و روبرویش فقط یک زمین لم یزرع...
...اون موقعها، همیشه، هر جا که بودیم فرقی نمی کرد؛ وسط بساط اسباب بازی ها که بر اثر کنجکاوی بیش از حد ما برای کشف تازگی هاشون خراب بودن اکثرا یا وسط خاک کوچه و قایم باشک و گرگم به هوا و خلاصه هر جا که بودیم کافی بود مامان صدامون بزنه تا بپریم ( دقیقاً پریدن منظورم بود!) جلوی جعبه جادو و پرفسور بالتازار، نیک و نیکو، ای کی یوسان، هاکل بریفین، جیمبو، واتو واتو، سندباد، بچه های مدرسه والت، پینوکیو، مهاجران، چوبین، خانواده دکتر ارنست، مسافر کوچولو و ... ببینیم.
امروز اما هر کدوم از ما یه گوشه هزار تا گرفتاری داریم که حتی وقت نمی کنیم به دیروزمون فکر کنیم چه برسه به بیست و چند سال پیش و لذت بازی هاش، اون جعبه جادومونم حالا واقعاً جادو شده و جز یه عالمه دروغ و چند تا سریال آبکی و چند تا کارتون یخ و بیمزه هیچی نداره و ندیدنش از دیدنش مفیدتره...
پ.ن: دلم لک زده واسه برگشتن به حتی یه ساعت از اون روزا...
...فیلترینگ محترم سلام.
اگه احیاناً در تصوراتت اومد یه روزی که "پرشین بلاگ" ها رو هم مورد لطفت قرار بدی "خارج از محدوده" ها می میرند، باید عرض شود حضور انورت که سخت در اشتباهی و اساساً بیشین بینیم بابا!
پ.ن: ندارد.
امضا: الف - ص
.......*
پ.ن: اینکه یه متن بلند بالا بنویسی و بعد خودت همه شو پاک کنی یا یهو دیسکانکت شی و دیگه نخوای از اول بنویسی هم چندان بد نیست، یه تجربه ست برای یه آدم تنبل مث من ولی شاید برای بقیه یه فرصت باشه واسه یه نفس راحت کشیدن از شر خزعبلاتی که پاک شد.
*: نگارنده به جای متن زحمت کشید و این نقطه ها رو مرحمت فرمود!
...
وقتی نمی توانی قواعد بازی را تغییر دهی، پس خفه شو و بازی کن.
من گنجشک نیستم (مصطفی مستور)
پ.ن: تا اطلاع ثانوی نگارنده به مرخصی اجباری فرستاده شد.
...نمیدونی بعضی وقتا چه لذتی داره با یه ظرف پر چیپس بشینی رو به روی جعبه جادو شده و نسخه صدا و سیمایی جومونگ رو ببینی که بابای سوسانو (که هنوز نمیدونم اسمش چیه!!!) به خواهرش که خودش رو قدرت مطلق میدونه رو کنه و بگه: "خواهر! قدرت مثل شن می مونه... هر چی بیشتر بخوای تو مشتت بگیریش بیشتر از دستت در میره! " و بخنده و بخنده و بخنده ... نمیدونی چه لذتی داره صدای خرد شدن چیپس...
...چی فکر میکردیم.... چی شد!!!!!!(واقعا چی شد؟؟؟!!!)
آقای موسوی گفتید که تا انتهای رای گیری همه بیداریم... درست گفتید، دیشب خواب با چشمانمان قهر کرده بود انگار ... اما نگفتید با بیخوابی مزمن بعد از این نتیجه چه کنیم...
پ.ن: تا ابد سبز می مانم حتی با وجود این دروغ بزرگ...
...